close
تبلیغات در اینترنت
آشنایی با اسلام
loading...

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺵ...

آشنایی با اسلام

آخرین ارسال های انجمن
حمیدرضا بازدید : 343 جمعه 16 مرداد 1394 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

 

در تاریخ از افراد زیادی که دارای شجاعت و قدرت بودند یاد شده درحالیکه تمامی آنان در بی رحمی زبانزد بودند و هیچگونه عطوفت و مهربانی و علم و حکمت در وجودشان جای نداشت.

 

و همچنین تاریخ مردانی که دارای حکمت و علم و رحمت و انسانیت بودند ولی دارای شجاعت نبودند را نیز یاد می کند.

 

اما تمامی صفات مردانگی و مهربانی و دیگر صفات بی نظیر دیگر در امام علی (علیه السلام) نمایان است. و حتی در طول تاریخ از امام علی (علیه السلام) به عنوان عادلترین شخص تاریخ بشریت یاد شده است.

 

پیامبر اکرم (ص) در احادیث زیادی از فضیلت و حکمت و رحمت امام علی (علیه السلام) سخن به میان آورده اند. از جمله احادیث می توان به حدیث : (يا علي أنا وأنت أبوا هذه الامة) اشاره کرد که پیامبر خود و امام علی (علیه السلام) را پدران این امت خوانده اند.

 

در حدیث دیگر پیامبر اکرم (ص) می فرماید : لو أن الغياض أقلام والبحر مداد، والجن حساب والأنس كتًاب ما أحصوا فضائل علي بن أبي طالب (عليه السلام).

 

اگر درختان قلم و آب دریا جوهر شود، و تمام جن حسابگر و تمام انس نویسنده باشند بازهم نمی توانند فضائل علی بن ابی طالب را بنویسند.

 

معنای انسانیت در رفتار و کردار عطوفانه و مهربانی با یتیمان در شخصیت امام علی (علیه السلام) نمایان است. هر کس که روش زندگانی امام علی (علیه السلام) را مطالعه کند پی می برد که ایشان منبع رحمت و محبت و بخشش برای ایتام و مستمندان بوده است. چرا اینگونه نباشد در حالیکه پیامبر اکرم (ص) فرموده که من و تو پدران این امت هستیم.

 

در این خصوص به ذکر چند داستان از امام علی (علیه السلام) با ایتام می پردازیم.

 

از زید بن اسلم روایت است ؛ امام علی (علیه السلام) شب در پی فقرا و ایتام در کوچه های کوفه راه می رفت . صدای دلسوز کودکان از خانه ای بلند بود، امام علی (علیه السلام) نزدیک خانه شد و درب را کوبید. زنی درب خانه را باز کرد، امام دلیل گریه کودکان را از زن پرسید.

 

زن در جواب گفت بچه ها از فشار گرسنگی گریه می کنند، امام علی علیه السلام دلیل گرسنگی آنان را پرسید ، زن گفت : چون هیچ غذایی نداریم که به آنها بدهم.

 

حضرت سراغ پدر خانواده را گرفت، زن گفت که پدر آنان در جنگ کشته شده و سرپرستی نداریم.

 

زن به امام علی (علیه السلام) گفت: از اول شب دیگ آبی را به بهانه پختن غذا روی آتش گذاشته ام تا کم کم کودکان ساکت شوند و غذا را فراموش کرده و بخوابند.

 

امام با دیدن این صحنه سریعا به خانه برگشت و مقداری آرد و خرما و روغن برای یتیمان تهیه نمود، قمبر غلام امام عرض کرد اجازه بدهید تا آرد و خرما را من بردارم، امام علی فرمودند: وظیفه من است که این بارها را بر دوش خود حمل کنم. و آن بارها را بردوش خود گرفت و به آن منزل رفت.

 

امام در را کوبیدند و پس از باز شدن درب به مادر ایتام فرمودند: ای بنده خدا؛ یا شما غذا را آماده کن و من کودکان را آرام کنم و یا اینکه من غذا را آماده کنم.

 

زن گفت: تا من کودکان را آرام می کنم شما آتش تنور را آماده کنید. امام (علیه السلام) وقتی آتش تنور را شعله ور ساخت ، صورت مبارک خود را نزدیک آتش بردند و فرمودند: ای علی ؛ حرارت آتش را بچش چگونه شب ها می خوابی درحالیکه یتیمان گرسنه هستند.

 

وقتی آتش تنور آماده شد، زن خمیر آماده شده را برای پخت نان آورد ، امام علی (علیه السلام) به نزد کودکان رفته و با آنها بازی نمود و کودکان را بر پشت خود سوار می کرد تا آنها را بخنداند و خوشحال کند.

 

قمبر می گوید: تعجب کردم و با خود گفتم: آیا این مرد همان شکننده درب خیبر است؟ آیا او قاتل مرحب است ؟

 

وقتی زن پخت نان را تمام کرد ، امام علی لقمه های غذا را در دهان یتیمان می گذاشت و می فرمود: از خدا بخواهید تا علی را ببخشد .

 

و در جایی دیگر آمده است، شبی امام علی (علیه السلام) به خانواده ای که پدرشان از دنیا رفته بود غذا می برد، در بین یتیمان کودکی بود که بسیار بی تابی و گریه می کرد ، امام (علیه السلام) دلیل گریه کودک را پرسید، کودک گفت کودکان به من می گویند تو پدر نداری ، امام علی (علیه السلام) فرمودند خوب تو هم به آنان بگو (علی پدر من است). باز کودک آرام نشد و با گریه گفت: کودکان همسایه اسب چوبی دارند ولی من ندارم.

 

امام علی (علیه السلام) برای آرام کردن کودک به نزد او آمد تا با بازی کردن او را خوشحال کند. ولی کودک از گریه آرام نشد و در حالیکه اشک زیادی می ریخت به امام گفت: من یک اسبی می خواهم که بر آن سوار شده و حرکت کنم.

 

امام علی (علیه السلام) خم شد تا کودک بر پشت حضرت سوار شود، و فرمود بیا من اسب تو می شوم.

 

کودک بر پشت امام سوار شد، امام کودک را بر پشت خود نگه داشت تا کودک از خستگی و گریه بر پشت امام به خواب رفت، بعد از آن امام او را در رختخواب قرار داد و از خانه خارج شد.

 

این است پدر امت و منبع مهربانی وعطوفت

 

فرمایشات حضرت امیر المومنین درخصوص ایتام:

 

"ظلم اليتامى والأيامى ينزل النقم، ويسلب النعم" وقال عليه السلام الله الله في الأيتام لا تغبوا أفواهم ولا يضيعوا بحضرتكم فإني سمعت رسول الله (صلى الله عليه واله) يقول : من عال يتيماً حتى يستغني أوجب الله له الجنة كما أوجب الاكل مال اليتيم النار .

 

ترجمه : (ظلم به يتيم موجب بلا و عذاب و سلب كننده نعمت از صاحبان نعمت است و در حدیث دیگر می فرماید: خدا را خدا را درباره يتيمان، نكند آنان گاهی سير و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضايع گردد، من از رسول خدا شنیدم که می فرمودند: كسيكه يتميمی را سرپرستی كند تا زمانی كه آن يتيم روی پای خود بايستد و بی نياز از سرپرستی گردد خداوند به خاطر اين كار بهشت را براو واجب می سازد همان طور كه آتش جهنم را برخورنده مال يتيم واجب ساخته است.

 

اصبغ بن نباته می نویسد: وقتی امام علی (علیه السلام) از ضربت ابن منجم (لعنت الله علیه) در فراش شهادت افتاد، پزشکان سفارش نوشیدن شیر را به امام علی کردند تا اثر سم را از بین ببرد. اصبغ می گوید دیدم کودکان در مقابل خانه امام به صف ایستاده بودند و می گفتند ما برای پدرمان علی شیر آورده ایم، امام حسن (علیه السلام) در حالیکه از کودکان تشکر می کرد دید کودکی ظرف شیر بدست دارد و اشک می ریزد و می گوید این شیر را از ما بگیرید و پدر ما را به ما برگردانید.

حمیدرضا بازدید : 289 سه شنبه 26 اسفند 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

اول از وضو شروع میکنیم کف دست های انسان خیلی خوب میتونه انرژی ها رو منتقل کنه

1-وقتی برای وضو گرفتن اب بصورتمون میزنیم این اب انرژی های منفی رو جذب میکنه بعد با کف دست از پیشانی به چانه میکشیم در واقع داریم انرژی هایی منفی که توسط آب جذب شده رو به خارج از بدن منتقل میکنیم

2-دست ها و سر و پاها هم دقیقا به همین صورت.قرآن میفرماید:پیامبر روی هوس هیچ حرفی رو نزد.پیامبر گفت وضو باعث نورانی شدن انسان میشه که بعد ها انیشتین گفت نور هم یک نوع انرژی هست قران هم اون رو در سوره معراج ایه 2قبل از انیشتین اثبات کرد(قانون نسبیت انیشتین)

3-وقتی انسان رو به قبله قرار میگیرد در واقع بدنش با نیروی مغناطیسی زمین در یک راستا قرار میگیرد (تا اینجارو داشته باشین)

4-علاوه بر کف دست ها،کف پاها،و پیشانی هم قدرت خیلی عجیبی در انتقال انرژی دارند پس وقتی انسان نمازش رو شروع میکنه در واقع انرژی از کف پاهاش بالا میره و بخاطر ضعیفی این انرژی تا زانو بیشتر بالا نمیاد

5-وقتی رکوع میره کف دستاش رو روی زانوش میزاره و همون انرژی به وسیله کف دست ها تمامی اقسام بدن رو در بر میگیره بجز گردن ب بالا

6-بعد از اون سجده (الله اکبر)کف پیشانی و کف هر دو دست رو زمین قرار میگیره و انرژی مثبت مستقیما وارد مغز انسان میشه از یه طرفم بخاطر حالت بدن خون و اکسیژن بیشتری وارد مغز میشه یه اتفاقی واسه بدن میوفته که اصطلاحا میگن (سیلی از انرژی وارد بدن میشه)

7-پس هرچی سجده طولانی تر بشه به نفع ماست

8-که باعث بالانس(متعادل)شدن چاکراهای انسان میشه

9-انسان دارای 7 منشع چاکرا در بدنش هست یکی از این چاکراها، چاکراهای
جنسی هستن که بعد از متعادل شدن انرژی روی عصب های دستگاه تناسلی تاثیر میزاره و باعث درمان زود انزالی میشه (در اقایان)الله اکبر

10-بالانس شدن بقیه چاکراها مثل چاکرای پیشانی که اصلی ترین چاکرا هست باعث درمان افسردگی-کسلی-بی حوصلگی و تمام بیماری های روانی میشه

حمیدرضا بازدید : 291 جمعه 02 آبان 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

 

سوره ی مبارکه الصافات: آيه 107

 

وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ(107)

 

ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم، (107)

 

و" فديناه بذبح عظيم."
«و ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»
امام رضا عليه‌السلام فرمود:

چون خداي عزيز و شکوهمند ابراهيم عليه‌السلام را امر نمود که جاي فرزندش اسماعيل گوسفندي را که خدا برايش فرو فرستاده بود قرباني نمايد، ابراهيم درخواست نمود که فرزندش اسماعيل را با دستش ذبح نمايد و اگر او به کشتن گوسفند امر نمي‌شد همين کار را مي‌کرد تا آن داغي را که به قلب پدري که عزيزترين فرزندانش را با دست خود قرباني نموده وارد شده به دل او هم وارد شود، و به اين ترتيب سزاوار بلندترين درجات اهل ثواب بر بلاها گردد.
پس خداي بزرگ و بلندمرتبه به او وحي نمود:
اي ابراهيم چه کسي از آفريدگانم را بيشتر دوست داري؟ گفت: پروردگارا تو کسي را نيافريدي که از دوستت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله محبوبتر باشد. خدا بدو وحي نمود: آيا او را بيشتر دوست داري يا نفس خود را؟ گفت: بلکه من او را بيشتر از خود دوست دارم. فرمود: فرزندش نزد تو محبوبتر است يا فرزند خودت؟ گفت:
بلکه فرزند او. فرمود: کشته شدن فرزند او به ستم و ظلم به دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد مي‌آورد يا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟
پروردگارا بلکه کشته شدن او به دست دشمنانش قلب مرا بيشتر به درد مي‌آورد. فرمود:
اي ابراهيم، پس همانا گروهي که گمان مي‌کنند که از امت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله هستند بزودي بعد از او دست به خون فرزندش آغشته مي‌سازند و او را به ظلم و ستم همچون گوسفندي مي‌کشند، و بدين واسطه مستوجب خشم من خواهند شد.
پس ابراهيم بخاطر آن بي‌تاب شد و دلش به درد آمد و به گريستن پرداخت. خداي بزرگ و بلند مرتبه بدو وحي فرمود:
اي ابراهيم به تحقيق فدية بي‌تابي بر فرزندت اسماعيل يعني اگر او را ذبح مي‌کرديبه اندوهگيني‌ات بر حسين عليه‌السلام و کشته شدنش برابر گشت، و براي تو بلندترين درجات اهل ثواب بر مصيبتها خواهد بود، و آن سخن خداي عزوجل است .
که فرمود: «ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»

 


حمیدرضا بازدید : 214 چهارشنبه 05 شهريور 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما


کارنامه ی زندگی ابلیس در یک نگاه

 


فَعَدُوُّ اللهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ، وَسَلَفُ الْمُسْتَکْبِرِينَ... (1) پس {ابليس} دشمن خدا و پيشواي متعصبان و پيش کسوت مستکبران است. خداوند، کالبد ما را با مقداري خاک به صورت انسان آراست. سپس از روح خود به آن حيات بخشيد (2) و با اين آفرينش نو، فرشتگان خود را به آزمايش فرا خواند تا صف فروتنان را از متکبران جدا کند. (3) با فرمان «اُسجُدوا» (4) بي درنگ همه ي فرشتگان بر اين آفريده ي نو - انسان کامل (5) - سجده کردند (6) تا هم فروتني خود را در اجراي فرمان خدا نشان دهند و هم بر شايستگي و کرامتِ انسان کامل اعتراف کنند؛ اما ابليس، خودخواهي پنهانش را به نمايش گذاشت (7) و از سجده بر آدم سرباز زد و در اين آزمون پر رمز و راز، شکست سختي را متحمل شد. ابليس که انسان را خاکي بيش نديده بود، پيدايش خود از آتش و پيدايش انسان از خاک را، مايه ي برتري خود ديد (8) و آن را توجيهي براي «تکبرش» در نافرماني از سجده بر آدم (عليه السلام) به حساب آورد. (9) اين نخستين متکبري است که خودپرستي را به جاي حق پرستي و نخوت را به جاي بندگي برگزيد. اين ماجرا در آيات و روايات متعددي گزارش شده است. روايتي از اميرمؤمنان، امام علي (عليه السلام) اين رويداد را چنين گزارش مي کند: (10) خداوند سبحان فرشتگان مقربش را به وسيله ي عزت و کبريايي - که تنها و تنها مخصوص ذات احدي اوست - آزمايش کرد تا فروتنان آنان را از گردن کشانشان جدا سازد. خداوندي که درون سينه ها و پنهاني ها را مي دانست، چنين فرمود: «من بشري از گِل مي آفرينم؛ پس هنگامي که او را آفريدم و از روح خود در او دميدم، به او سجده کنيد. {با فرمان خدا} همه ي فرشتگان سجده کردند؛ به جز ابليس. خودبيني، ابليس را فرا گرفت و به آفرينش خود بر آدم تازيد و بر سرشت خود - که از آتش است - باليد. پس او دشمن خدا، پيشواي متعصبان و پيش کسوت مستکبران شد؛ کسي که اساس تعصب بي پايه را نهاد و با خداوند در جامه ي کبريايي به رقابت پرداخت؛ او که لباس عزت طلبي دربرکرد و پوشش خاکساري را از تن درآورد. اين گردن کش گستاخ از طايفه ي جن بود (11) و قبل از اين رويداد، داراي مقامي بس ارجمند در عبادت خداوند بود؛ به گونه اي که فرشگان پاک، او را فرشته اي مقرب مي ديدند (12) و اين بر اثر شش هزار سال بندگي او بود. شش هزار سالي که ممکن است از شمارش سال هاي آخرت باشد، (13) که در اين صورت به چندين ميليون سال بالغ مي شود. افسوس که آن عبادت چند هزار ساله و خستگي ناپذير در يک لحظه تباه شد و مانند خاکستري بر باد رفت. (14) خداوند او را خوار و پست کرد، مقام والايش را در هم شکست و بلند پروازيش را منکوب کرد. (15) سپس او را با خفت و خواري از رديف فرشتگان بيرون راند (16) و در آخرت نيز به او و همراهانش - که به بيماري واگيردار ابليس؛ يعني تکبر دچارند (17) - وعده ي عذاب داد (18) و اين حادثه سرآغاز بسياري از ماجراها در امتداد عمر انسان در اين جهان شد. انسان با مرور چنين پرونده اي شگفت زده مي شود. عابدي بلند آوازه در يک لحظه سقوط مي کند و دشمن خدا و خلق او مي شود (19) و تا ابد لعنت خدا را به جان خريده، (20) در تمام صفات زشت و ناپسند مانند عجب (21)، فخرفروشي (22)، حسادت (23)، کينه توزي (24)، عصيان، فسق (25)، حيله گري، نفاق (26) و... پيشگام مي شود؟! نخستين گناهي که حکايت از رشگ دروني مي کرد و از کبر سرچشمه مي گرفت از اوست؛ نخستين کسي که تعصب ورزيد (27) و آغازگر کفر و عصيان شد و با وسوسه هايش موجب پيدايش و انتشار آن (28) شد، اوست. بياييد از اين ماجرا عبرت بگيريم؛ مبادا در پيشگاه پروردگارمان تکبر کنيم و بندگي اش را فرو گذاريم. اميرمؤمنان، امام علي (عليه السلام) در خطبه ي «قاصعه» مي فرمايد: ... از کار خدا درباره ي شيطان پند گيريد که کردار درازمدت او را تباه، و کوشش فراوانش را بر باد داد؛ در حالي که او شش هزار سال خدا را پرستش کرد که روشن نيست از سال هاي دنياست يا آخرت و اين به سبب لحظه اي تکبر و سرکشي بود. پس چه کسي بعد از شيطان با به جا آوردن مانند معصيت او از عذاب الهي سالم مي ماند؟ حاشا! هرگز خداوند سبحان انساني را با کاري که به سبب آن، فرشته اي را از آن بيرون کرد، به بهشت نمي برد. حکم و فرمان خدا درباره ي اهل آسمان و زمين يکسان است. آغاز دشمني شکست بي سابقه ي ابليس در آن آزمايش، سرآغاز دشمني سخت و کينه توزانه اش عليه آدم (عليه السلام) و فرزندانش شد؛ چون سرپيچي از فرمان سجده بر آدم (عليه السلام) - انسان کامل - موجب شد که عباداتش بر باد رود، و مقام قُربش درهم شکسته، رسوا شود و راه ديگري هم براي جبران اين خسارت بزرگ نبود؛ جز آن که توبه کند و به همان سجده بر آدم (عليه السلام) گردن نهد. از امام جعفر صادق (عليه السلام) چنين رسيده است: به خدا سوگند اگر ابليس بعد از آن نافرماني و تکبر، به اندازه ي عمر دنيا - يا به اندازه ي عبادت افراد دنيا - سجده مي کرد، از او پذيرفته نبود؛ مگر آن که همان فرمان، - سجده بر آدم - را به جاي آورد. (29) آري، آن همه خسارت از يک سو و رسوايي در ميان صف هاي بي انتهاي فرشتگان از سوي ديگر، از هزار بار مرگ براي او شکننده تر بود و به همين دليل کينه ي آدم و فرزندانش را به دل گرفت و از خدا مهلت خواست (30) تا عقده هاي بي پايانش را با به دام انداختن انسان ها و اسارت آنان بيرون ريزد و اين نشان مي دهد که دشمن با تمام توان و نيرو وارد ميدان شده، مي کوشد تا همه را به بيماري مهلک و خطرناک خود يعني تکبر مبتلا کند و همه را به خاک سياه نشاند. (31) اي خردمندان عالم! هوشيار باشيد و نيک بنگريد؛ نکند اسير ابليس - که بايد شما را سجده کند - شويد که اين فاجعه ي بسيار ناگوار و غيرقابل جبران است. باز هم گوش جان بسپاريم به هشدار اميرمؤمنان، امام علي (عليه السلام) که فرمود: «اي بندگان خدا! از دشمن خدا بر حذر باشيد؛ همان دشمني که مي خواهد شما را به بيماري خود - تکبر - مبتلا کند... به جان خودم سوگند که تير آلوده اش را در کمان نهاده و با تمام توان آن را کشيده، و از جاي نزديک شما را هدف قرار داده است... پس بدو بخروشيد و در دفع او بکوشيد، به خدا سوگند، او بر اصل شما فخر کرد و گوهرتان را پست تر از گوهر خود شمرد. حسب شما را نکوهش کرد و نسب شما را کوچک و خوار دانست و سواران خود را براي شما گردآورد و با پيادگانش آهنگ راهتان کرده است - که به هدايت نياييد - تا در هر جا، شما را شکار کرده، به دام اندازد...» (32) اين بود مختصري از شرح حال و کارنامه ي زندگي دشمن انسان که قرآن از او با نام هاي مختلفي ياد مي کند که عبارتند از: ابليس (33)، شيطان (34)، و خنّاس (35). مهلت به دشمن و حکمت آن ممکن است براي برخي اين پرسش به وجود آيد که چرا خداوند در خواست شيطان را براي مهلت خواهي پذيرفت و به دشمن بندگانش عمر طولاني داد و فرمود: (... فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ‌ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‌ ) (36) تو از مهلت يافتگاني تا روز [و] وقت معلوم. آيا به او مهلت داد تا بندگانش را به دام اندازد؟ در پاسخ بايد بگوييم که هيچ آيه يا روايتي چنين پيامي ندارد؛ مگر ممکن است خداوندي که تنها هدايت و نجات بندگانش را مي خواهد و آنان را براي بندگي خود آفريده و فرموده است: «جن و انس را نيافريديم جز براي عبادت خويش» (37) آنان را طعمه ي دشمنانش کند؟ بنابراين، مهلت دادن به شيطان هرگز براي گمراهي و فريب انسان ها و جنيان نبود و اين آيات قرآن است که با صراحت اعلام مي دارد که به شيطان گفتيم: تو هرگز بر بندگان من تسلطي نخواهي داشت؛ جز گمراهاني که خود پيرو تو شوند. (38) شيطان هم در قيامت به فريب خوردگان مي گويد: ... من - در آغاز کار - بر شما تسلّطي نداشتم، تنها دعوتتان کردم و خود شما با اختيار خود دعوت را پذيرفتيد و مرا اجابت کرديد؛ پس مرا سرزنش نکنيد و خودتان را سرزنش کنيد... (39) اميرمؤمنان، امام علي (عليه السلام) نيز مي فرمايد: تنها اين فرزندان جهل و ناداني اند که شيطان را تصديق مي کنند و به او جرأت مي بخشند. (40) هر چند خداوند به شيطان مهلت داد اما به اين دشمن چنان توان و نيرويي نداد تا قدرت و اختيار را از ما بگيرد و ما را به هر بي راهه اي که خواست بکشاند و ما هستيم که با ضعف هاي خود بهانه به دست دشمن مي دهيم تا به سوي ما حمله ور شود.به عبارت ديگر، فرق است بين سگي که رهاست و در هر محدوده اي هر کس را بخواهد مي آزارد و سگي که دست آموز است و حد و مرزي را که صاحبش مشخص کرده، مي شناسد تا به طرف هر کس که از سر عناد يا ناداني در حريم او درآيد و بهانه به دستش دهد، حمله ور شود. در روايات نيز شيطان با عنوان سگ دست آموز، معرفي شده است. (41) ذکر اين نکته لازم است که خداوند در اين ميدان مبارزه، ما را بدون سلاح و تجهيزات رها نکرد؛ بلکه به انواع سرمايه هاي دروني و بيروني و تجهيزات مناسب و کارآمد مجهز ساخت و به ما توانايي هايي داد تا بتوانيم دشمن را براي هميشه از خود رانده، سرکوب کنيم و حتي به اسارت خود درآوريم. توضيح بيشتر اين نکته را در بخش کارزار با دشمن ملاحظه خواهيد کرد. بنابراين، حکمتِ مهلت دادن را بايد در امور ديگري جست و جو کرد در اين جا به چند مورد آن اشاره خواهد شد. 1. با بررسي ساختمان وجودي خود، درخواهيم يافت که استعدادهايي در ابعاد بدني، علمي، معنوي و... در وجود ما نهفته است؛ اما رشد و بالندگي اين استعدادها، در برخورد با حريف رخ مي نمايد و شکوفا مي شود و اگر حريفي در کار نباشد؛ ممکن است به صورت دفينه اي براي هميشه از بين رود. هر قهرمان و رکورددار ورزشي يا کسي که در مسابقات علمي جهاني، رتبه ي ممتازي را احراز مي کند، در آغاز کار خودش هم باور ندارد که چنين توان و نيرويي دارد و اين تا حدي مرهون وجود حريف در ميدان است؛ چون اگر حريف نبود او هم به کار نمي افتاد و تلاش نمي کرد تا جلوه کند؛ درست همانند زشتي ها که مايه ي شناسايي و جلوه نمايي زيبايي ها مي شوند و از اين رو گفته اند: زشتي ها، حق بزرگي بر گردن زيبايي و جمال دارند. بنابراين، وجود حريفي همانند شيطان لازم است تا توانايي هاي عظيم معنوي ما که حتي براي خود ما هم ناشناخته است، رخ نمايد و خود را نشان دهد. از نگاه قرآن، آفرينش، مرگ و زندگي، براي آزمايش ما و سپس شناسايي و گزينش بهترين هاست (42)و حکمت وجودي ما در اين زمين نيز براي همين آزمون است و اين دنيا آزمايشگاه ماست. (43) هر کس بايد به روش هاي گوناگون امتحان دهد و پرونده اش را آماده کند و خودش سرنوشت خويش را رقم زند؛ چون براي آدمي چيزي جز همان که به دست آورده نخواهد بود؛ (وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى‌) (44) براي آدمي جز آن چه سعي و کوشش کرده، چيزي نيست. با اين توضيح، مي فهميم که اگر صحبت از آزمايشگاه و آزمون و گزينش است، وجود حريف و رقيب در صحنه نيز امري اجتناب ناپذير خواهد بود؛ حريفي که با وسوسه هاي مستقيم و غيرمستقيمش در بالندگي و رشد انسان سهم دارد. اميرمؤمنان، امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: (صافُّوا الشَّيطانَ بِالمُجاهَدَة وَاغلِبوُه بِالمُخالَفَة تَزکُوا أنفسَکم و تَعلُوا عِندَاللهِ دَرَجاتِکُم)؛ (45) با شيطان جهاد کنيد و با نافرماني اش بر اوچيره شويد تا جانتان رشد يافته، درجاتتان نزد خدا بالا رود. مردان خدا که به جايي رسيده و به قرب الهي نايل شده اند، در سايه ي همين درگيري مدام با وسوسه هاي دشمن دروني و بيروني و کسب پيروزي هاي درخشان در اين جهاد اکبر بوده است. پيروزي در ميدان به آساني به دست نمي آيد. از همين رو، فاتحان اين نبرد را قهرمانِ واقعي نام نهاده اند. که در داستان معروف بازگشت رسول مکرم اسلام (ص) و يارانشان از جبهه ي جنگ و گفتار آن حضرت درباره ي جهاد اکبر به آن اشاره شده است. (46) و پيکار با نفس سرکش همسان با پيکار با شيطان ذکر شده است. جلال الدين، محمد بلخي نيز اين داستان را چنين سروده است: اي شهان کشتيم ما خصم برون *** ماند خصمي زوبتر در اندرون کشتن اين، کار عقل و هوش نيست *** شير باطن، سُخره ي خرگوش نيست قَدرَجَعنا من جهاد الأَصغريم *** با نبي اندر جهاد اکبريم قوّتي خواهم زحق دريا شکاف *** تا به ناخن برکنم اين کوه قاف سهل شيري دان که صف ها بشکند *** شير آن را دان که خود را بشکند (47) حاصل سخن آن که در اين جلسه ي آزمون و ميدان عمل با رويارويي و درگير شدن با دشمن، هم دشمن سزاوار خشم خدا مي شود و امتحانش تکميل و وعده هاي عذابي که به او داده اند، به سر مي رسد (48) و هم ما بايد گوي سبقت را ربوده، شايستگي مان را براي دريافت کمالات والا و عنوان خليفة اللهي و مسجود فرشتگان و... در اين سرا نشان دهيم و در آن سرا نيز با دست يابي به درجه ها و جايزه هاي حق تعالي، به سعادت ابدي نايل شويم. حضرت امام خميني (رحمه الله) در ديوان اشعار خود مي فرمايد: زاده ي اسماء را با جنة المأوي چه کاري *** در چم فردوس مي ماندم اگر شيطان نبودي 2. ما انسان ها در ديدگاه قرآن، رونده اي هستيم که فصل هايي از حيات را طي مي کنيم تا نزد پروردگار خود بازگرديم. (49) در اين مقطع از حيات يعني زندگاني دنيا، ما موظف به توشه گيري براي ادامه ي راه ابديم (50) و کاري جز اين نداريم. قرآن کريم بهترين توشه و هزينه ي سفر را تقوا مي شناسد و چنين دستور مي دهد: (... وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَ اتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ‌) (51) (براي سفر) توشه برگيريد که بهترين توشه تقواست؛ اي صاحبان خرد! تقواي مرا پيشه کنيد. بايد توجه کرد که کسب اين توشه از کجا و چه گونه خواهد بود. مي توان گفت که بخشي از اين توشه در گرو تمرين ها و درگيري ها با دشمن است؛ چون تقوا، حداقل در مراتب پايين و يا متوسط آن، به معناي پرهيز از کمين است؛ يعني نيرويي روحي و ملکه اي نفساني که انسان را از کمين گاه هاي دشمن، پاسباني مي کند و اين نيرو نيز مانند هر صفتي که بخواهد در جان پايدار شود، نياز به تمرين دارد؛ (52) آن هم تمرين در متن مبارزه و به همراه درگير شدن با دشمني که همه جا کميني مناسب دارد. بدين سان کسب توشه و افزايش کمي و کيفي آن با وجود دشمن و کارزار با او پيوند مي خورد؛ توشه اي که سخت به آن نيازمنديم تا راه ابدي پيش روي خود را بپيماييم و گرنه، وامانده ي راه خواهيم شد. 3. سفارش قرآن در برابر هجوم هاي بي وقفه شيطان، آن است که بنده از او بگريزد و همواره به پروردگارش پناه برد؛ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‌ * مَلِکِ النَّاسِ‌ * إِلهِ النَّاسِ‌ * مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ‌) (53) بگو پناه مي برم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به (خدا و) معبود مردم، از شر وسوسه گر پنهان کار. همين پناه بردن و پناه گرفتن، هديه هاي ارزنده و نشانه هاي بارزي در روند کمال انسان خواهد داشت. 4. هجوم هاي دشمن باعث مي شود که انسان به نقاط ضعف خود پي برد؛ چون دشمن هميشه در جست و جوي نقاط ضعف ماست. با شناخت نقاط ضعف، بدون درنگ بايد براي اصلاح و ترميم آن اقدام کرد وگرنه همين رخنه ها لانه ي دشمن و کمين او مي شود تا رفته رفته از آن جا به درون دل راه يابد؛ بويژه اگر ضعف و کاستي در سطح باورها و اعتقادات باشد که در اين صورت فاجعه مي آفريند؛ مانند قوم سبأ که قرآن کريم، ريشه ي تسلط شيطان بر آنان را شک و ترديدشان درباره ي قيامت مي داند. (54)

حمیدرضا بازدید : 168 پنجشنبه 26 تير 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

صالحین بسیج شهید رجایی اسلامشهر- حوزه 277 ابوحمزه ثمالی/
چگونه خود را محاسبه کنیم

در قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است كه عذاب قیامت‏ به دلیل فراموشى روز حساب است ; همان فراموشى كه موجب مى‏شود انسان مرتكب كارهایى شود كه در نهایت، عذاب ابدى به دنبال داشته باشد: «إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ ؛ عذاب براى كسانى است كه روز حساب را از یاد برده‏اند .‏»(ص : آیه 26)


یكى از موضوعاتى كه در روایات بر آن بسیار تاكید گردیده و علماى اخلاق درباره‏اش بسیار بحث كرده‏اند، مساله «محاسبه بهترین اعمال


نفس‏» است.




در روایی بیان شده كه هر كس باید از خود حساب بكشد و دست كم، در هر شبانه روز، یك بار خود را محاسبه كند. بهترین موقع براى این كار شب‏هاست كه پیش از خواب، دست كم، چند دقیقه در رفتارمان تامل كنیم و ببینیم كه آیا كارهایى كه انجام داده‏ایم درست‏بوده است‏یا نه. اگر خطایى انجام داده‏ایم، به آن معترف باشیم و در صدد جبران آن برآییم.




امام صادق ‏علیه‏السلام در روایتی ‏به ابن جندب مى‏فرمایند: «یاابن جندب، حق على كل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی كل یوم و لیلة على نفسه فیكون محاسب نفسه، فان راى حسنة استزاد منها و ان راى سیئة استغفر منها لئلا یخزى یوم القیمة‏ ؛ اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد؛ اگر كار خوبى در آنها یافت،  بر آن بیفزاید  اگر كار زشتى یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایى نگردد. » 1




 




 




عامل وادار سازنده انسان به محاسبه




امام صادق ‏علیه‏السلام در این روایت، بر این نكته تاكید دارند كه هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد، خود را به ما منتسب مى‏كند و مى‏خواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید كارهاى خود را وارسى كند .




طبق این روایت، انسان باید حسابرس اعمال خود باشد، اگر كار خوبى در اعمالش مشاهد كرد، توجه داشته باشد كه لطفى از جانب خداست، از او توفیق بخواهد كه آن كار را بیش‏تر انجام دهد.




در روایات دیگرى آمده است كه در چنین حالتى، ابتدا خدا را شكر گزارد، سپس از او بخواهد كه توفیق عنایت كند تا فردا كارهاى بهتر و بیش‏ترى انجام دهد. اگر هم لغزشى در اعمال خود مشاهده كرد، تدارك كند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهى توبه لوازمى دارد; مثلا، اگر عملى از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقى از كسى ضایع ساخته، ادا كند و یا چنانچه كار زشت دیگرى انجام داده، آن را جبران نماید تا كارهاى بد در روح او رسوخ نكند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.




امام صادق‏ علیه‏السلام در كلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، این نكته را هم متذكر مى‏شوند كه «لئلا یخزى یوم القیمة‏»; تا در قیامت، رسوا نگردد.




این هشدار ایجاب مى‏كند تا ما توجه نمانیم و كارى نكنیم كه در قیامت رسوا شویم. در آن صورت، دیگر راهى براى جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهیم شد.


 




«إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ ؛ عذاب براى كسانى است كه روز حساب را از یاد برده‏اند»


 




یوم الحسرة ، نامی برای قیامت




عجب چیزهایی در نامه اعمال ماست!




یكى از اسم‏هاى قیامت، «یوم الحسرة‏» است. مساله پشیمانى به قدرى مهم است كه یكى از نام‏هاى قیامت‏بدان خوانده شده است. یكى دیگر از نام‏هاى ان «یوم الحساب‏» است. اگر انسان توجه نداشته باشد كه روزى به كارهایش رسیدگى مى‏شود و از او حساب مى‏كشند، احساس مسؤولیت نمى‏كند و به فكر نمى‏افتد كه به كارهایش سرو سامانى بدهد، كارى را ترك كند یا به كارى همت گمارد. اما اگر بداند كه مساله جدى است، به جزئیات كارهایش هم رسیدگى مى‏كند.




در قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است كه عذاب قیامت‏به دلیل فراموشى روز حساب است; همان فراموشى كه موجب مى‏شود انسان مرتكب كارهایى شود كه در نهایت، عذاب ابدى به دنبال داشته باشد: «إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ ؛ عذاب براى كسانى است كه روز حساب را از یاد برده‏اند .‏»(ص:آیه26)




گاه ممکن است که انسان به مسأله ای اعتقاد داشته باشد ، اما اعتقاد آنها كم‏رنگ است، زنده نیست و در اعمالشان تاثیر نمى‏گذارد.




داستانی از دوبرادر




قرآن كریم داستان دو برادرى را نقل مى‏كند كه یكى از آنها بى‏بند و بار بود و دراموالش، حساب و كتابى نداشت. برادرش هر قدر به او سفارش مى‏كرد كه مراقب اعمال و كردار خود باشد، مى‏گفت: «ما اظن الساعة قائمة و لئن رددت الى ربی لاجدن خیرا منها منقلبا ؛ تصور نمى‏كنم قیامتى برپا شود و اگر به فرض (هم خدا و قیامتى باشد و) من به سوى خداى خود باز گردم، در آن جهان نیز از این دنیا منزلى بهتر خواهم یافت. »(كهف:36)




قرآن با اشاره به این داستان، مى‏خواهد بگوید: چنین اعتقادى به معاد فایده‏اى ندارد ; زیرا ركن اساسى اعتقاد به معاد، اعتقاد به حساب است. ما همه در آن جهان زنده مى‏شویم تا نتیجه اعمالمان را ببینیم، و گرنه صرف اعتقاد به زنده شدن كارآیى ندارد.




لازمه این‏چنین اعتقادى هم توجه به عاقبت كار از همین دنیاست. بنابراین،درروایتى پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏فرمایند: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا ؛ پیش از آنكه به حساب شما برسند، خود را مورد محاسبه قرار دهید. »2




اگر چنین باورى در انسان وجود داشته باشد كه روزى به همه اعمالش رسیدگى مى‏گردد و مطابق آنها دقیقا پاداش یا كیفر داده مى‏شود، به فكر محاسبه نفس خود مى‏افتد و از خود حساب مى‏كشد.


 




بنابراین،درروایتى پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏فرمایند: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا ؛ پیش از آنكه به حساب شما برسند، خود را مورد محاسبه قرار دهید»


 




مراحل محاسبه




مساله محاسبه نفس به قدرى مهم است كه حتى برخى از علما در این باره كتاب‏هایى نوشته‏اند. در این باره، آیات و روایات بسیارى داریم و بحث‏هاى فراوانى درباره‏اش انجام گرفته است.




تجسم اعمال




در كتاب‏هاى اخلاقى، دستورالعمل‏هایى به افراد داده شده تا بتوانند بهتر به این مهم بپردازند.




محاسبه چهار مرحله دارد:




اول مشارطه است; یعنى، صبح انسان با خودش شرط كند كه آن روز، وظایفش را به خوبى انجام دهد و از گناهان نیز بپرهیزد.




دوم مراقبه است; یعنى، در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد كرده تخطى نكند.




سوم محاسبه است، كه در آخر شب، به حساب كارهاى خود برسد; بررسى كند كه چه مقدار به وظایف خویش عمل كرده و چه مقدار كوتاهى داشته است.




چهارم معاتبه است.(برخى از علماى اخلاق این مرحله را براى محاسبه ذكر كرده‏اند.) یعنى، اگر انسان در محاسبه متوجه اشتباهاتى در رفتارش شد، خود را تنبیه كند تا لغزش‏هایش جبران شود; مثلا، خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغى انفاق كند یا قدرى قرآن تلاوت نماید یا كار خیر دیگرى انجام دهد تا مافات جبران شود.




اما در مساله محاسبه، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نقش حساب كشیدن از خویش است; اگر كار خوبى انجام داده‏بودیم، خدا را شكر كنیم و توفیق ادامه آن را بخواهیم و اگر قصور ورزیده بودیم، به فكر تدارك آن بیفتیم


 


پى‏ نوشت‏ها




1- محمدباقرمجلسى،بحارالانوار، ج‏78،ص‏279




2- همان، ج 70 ، ص‏73

حمیدرضا بازدید : 275 پنجشنبه 26 تير 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

صالحین بسیج مسجددوازده امام(ع)بهبهان/
واقعه‌‌ای در شب نوزدهم در مسجد كوفه

سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در مسجد كوفه.


سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام در مسجد كوفه. عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب علیه السلام، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند. هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. [ نگاه كنید: بیستم شعبان سال 40 هجری قمری ] وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریك و تحریص شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام شدند.(1) هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2) أشعث بن قیس كندی كه از ناراضیان سپاه امام علی علیه السلام و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود، آنان را راهنمایی، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود.(3) حضرت علی علیه السلام در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد. روایت شد كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.(4) به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد. هنگامی كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحكم یا علی، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی علیه السلام فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5) حضرت علی علیه السلام در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خدای كعبه، رستگار شدم.(6) نمازگزاران مسجد كوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی علیه السلام گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند. حضرت علی علیه السلام، در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛(7) این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند. حضرت علی علیه السلام كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‌السلام فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد. روایت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی علیه السلام، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: تهدمت و الله اركان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛(8) سوگند به خدا كه اركان هدایت درهم شكست و ستاره های دانش نبوت تاریك و نشانه های پرهیزكاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، (یعنی ابن ملجم مرادی) به شهادت رسانید. بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا صلی الله علیه و آله رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود. پی‌نوشت‌ها: 1- الارشاد (شیخ مفید)، ص 20؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله (البری)، ص 112 . 2- وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 41؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص 184 . 3- الارشاد، ص 21؛ وقایع الایام، ص 41؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 171 . 4- منتهی الآمال، ج1، ص 172 . 5- الارشاد، ص 23؛ منتهی الآمال، ج1، ص 172؛ الجوهره فی نسب الامام علی و آله، ص 113؛ وقایع الایام، ص 41 . 6- منتهی الآمال، ج1، ص 174 . 7- همان . 8- همان .

حمیدرضا بازدید : 179 پنجشنبه 26 تير 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

صالحین ابهر/
وصیت‌ نامه امام علی (ع) به شیعیان

امام علی علیه‌السلام: امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نشود و به اجابت نرسد.


وصيتنامه امیرالمومنین حضرت على علیه السلام را در كتاب‌هاى حديث به اجمال و تفصيل و به طور گوناگون نقل كرده‌‏اند كه يكى را ابوالفرج نقل كرده و در اصول كافى مرحوم كلينى هم نظير همين وصيت را كه ابوالفرج روايت كرده، نقل مى‌‏كند. در نهج البلاغه نيز در نامه شماره 47 اجمالى از اين وصيت آمده و خلاصه‌‏اى از آن در كشف‌الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را علامه مجلسى(ره) در بحارالانوار نقل كرده و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى‌كنيم. ابوالفرج در «مقاتل‌الطالبيين» روايت كرده كه پس از ضربت خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها، هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخم‌ها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين التمر به دست خالد بن وليد اسير و در كوفه ساكن شده بود. اين طبيب همين كه زخم سر آن حضرت را ديد، دستور داد شُش گوسفندى را بياورند و از ميان آن رگى را بيرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بيرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «اى امير مؤمنان، هر وصيتى دارى، بكن كه ضربت شمشير اين دشمن خدا به مغز سر رسيده و معالجه سودى ندارد.» در اين وقت بود كه امير المؤمنين كاغذ و قلم و دواتى طلبيد و شروع به وصيت كرد. بسم ‏الله الرحمن الرحيم اين وصيتنامه‏ اى است كه اميرالمؤمنين، على بن ابيطالب بدان وصيت مى‏‌كند: گواهى مى‏‌دهد كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و شريك ندارد و نيز گواهى می‌دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمايى و دين حق فرستاد تا بر همه اديان پيروزش كند، هرچند مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شريكى براى او نيست و بدان مأمور گشته‌‏ام و منم از نخستين مسلمانان». اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسى‏ كه اين وصيتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مى‏ كنم و بايد نميريد جز اينكه مسلمان باشيد و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد، زيرا به راستى من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنيدم كه مى‏ فرمود: اصلاح دادن ميان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دين را تباه ساخته و از بين مى‌‏برد، افساد ميان مردمان است، ولا قوه الا بالله العلى العظيم [نيرويى جز به وسيله خداى بزرگ نيست]. به خويشان و ارحام خويش توجه داشته باشيد و به آنان پيوند كنيد، صله رحم كنيد تا خداوند در روز قيامت حساب را بر شما آسان گرداند. الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، درباره يتيمان، پس براى دهن‌هاشان به سبب سنگدلى‎‏تان نوبت قرار ندهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه نگاهشان داريد). الله الله فى جيرانكم، فانهم وصيه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره همسايگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پيوسته درباره آنان توصيه مى‏ فرمود، به اندازه اى كه ما گمان كرديم براى همسايگان از همسايه خود ارث قرار م ى‏دهد و حرمت آنان به اندازه‌اى است كه سهمى در مالشان براى همسايه تعيين كرده! الله الله فى القرآن، فلايسبقكم الى العمل به احد غيركم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسى به عمل‏كردن بدان بر شما سبقت جويد. الله الله فى الصلاه فانه خير العمل وانها عمود دينكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره نماز، زيرا كه نماز ستون دين شماست. الله الله فى بيت ربكم لاتخلوه ما بقيتم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستيد، آن خانه از شما خالى‏ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى‌شويد و به عذاب دچار مى‏‌شويد و اگر از شما خالى ماند، كيفر خداوند فرصت زندگى به شما نمى‏دهد. الله الله فى الزكاه فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرو نشاند. الله الله فى شهر رمضان فان صيامه جُنه من النار: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره روزه ماه رمضان، زيرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ. الله الله فى الفقراء والمساكين فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره بينوايان و مسكينان و آنها را در زندگى خود شريك سازيد و از خوراك و لباس خود به آنها نيز بدهيد. الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره پيكار كردن در راه خدا به مالها و جان‌ها و زبان‌هاى خويش. الله الله فى ذريه نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره امت پيغمبرتان، مبادا در ميان شما ظلم و ستمى واقع شود. الله الله فى اصحاب نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره اصحاب پيغمبرتان؛ زيرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده. الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره زيردستانتان، غلامان و كنيزان، زيرا كه آخرين سفارش و وصيت رسول خدا(ص) اين بود كه فرمود: «من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زيردست شما هستند، سفارش مى‏‌كنم». آنگاه فرمود: الصلاه الصلاه، لا تخافوا فى الله لومه لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان نهراسيد؛ چه، هر كس به شما ستم كند يا انديشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفايت فرمايد. با مردم به نيكى سخن بگوييد، همان گونه كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نشود و به اجابت نرسد. بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روى‏ گردانيدن از هم و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است. خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پيغمبرش را در حق شما حفظ فرمايد، اكنون با شما وداع مى‏‌كنم و شما را به خدا مى‏‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مى‏‌خوانم.

حمیدرضا بازدید : 135 چهارشنبه 25 تير 1393 زمان : نظرات () محبوب کن - فیس نما

صالحین ناحیه آبادان
۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از شب های قدر

پایگاه اطلاع‌رسانی صالحین آبادان به مناسبت فرارسیدن لیالی قدر ماه مبارک رمضان برخی از توصیه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای استفاده‌ی هرچه بهتر و کامل‌تر از این فرصت گران‌بها را مرور می‌کند:


* با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید

در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵


* ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید

قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳


* از رذائل مادی خود را دور کنید

ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵


* بهترین اعمال در این شب، دعاست

فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بنده‌ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده‌ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹


* به معانی دعاها توجه کنید

ادعیه‌ی رسیده‌ی از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهای آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.

و من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹


* با خدا حرف بزنید

من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته‌ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی‌حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته‌های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹


* از خدای متعال عذرخواهی کنید

شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن‌جا جای عذرخواهی نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶


* دلهایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید

مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه‌ی کامل آن و برجسته‌ترین الگو برای آن خصوصیت است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹


* به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید

امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.

امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷


* در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید

از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمه‌ی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی‌اعتباری این زندگی مادّی و این‌که همه‌ی این چیزهایی که میبینید، مقدّمه‌ی آن عالمی است که لحظه‌ی جان دادن، دروازه‌ی آن عالم است، بگذرانید. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲


* برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید

شبهای قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶


* حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید

نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض‌دارها، به جانبازان، به غم دیده‌ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسانهایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شبهای قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید. ۱۳۷۳/۱۱/۲۸

 


تعداد صفحات : 4

درباره ما
Profile Pic
ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﭘﮋﻭﺍﮎ ﻧﯿﺴﺖ! یادمان باشد.. زندگی انعکاس رفتار ما است! انعکاس من بر من.. پس حواسمان باشد بهترین باشیم تا بهترین دریافت کنیم!
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • نرم افزار

  • سخن بزرگان
  • اخبار
  • دانستنی ها
  • بورس و سرمایه گذاری
  • معرفی سایت ها و وبلاگ ها
  • جنگ نرم

  • بهداشت و سلامت
  • روانشناسی
  • گردشگری
  • مذهبی
  • سرگرمی
  • علمی

  • ورزش
  • تصاویر
  • آموزش
  • دانلود
  • امام خمینی "ره"
  • بیوگرافی
  • ویدیو
  • تکنولوژی
  • صوت
  • ابزار وبلاگ
  • معرق
  • فرهنگ سازی
  • هنر

    مطالب
    لینک دوستان
  • مرجع کسب و کارهای اینترنتی
  • Civil Engineering of Tabriz University
  • آریا زمین
  • بوی ماه مهر
  • پاتوق نشریات دانشجویی
  • عاشورا
  • پایگاه جامع عاشورا
  • خوشنویسی
  • آثار هنرمندان ایران
  • پایگاه اطلاع رسانی صالحین خــدابـــنده
  • بورس24
  • رسم نمودار ژاپنی با اکسل
  • کلینیک بتن ایران
  • اخبار و تحلیل بازار بورس و سرمایه
  • وقاری
  • تالار بورس
  • وی ان دیزاین
  • کانون قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشكی رفسنجان
  • لاور فان
  • آستان قدس حسینی
  • چفیه
  • جک های خفن
  • ساندیس خور
  • کتابخانه مجازی فاطمیه
  • فاطمیه
  • تبادل لینک میکنی؟
  • سایت دانش آموزان قره چپق
  • تصاویر حرفه ای
  • امام علی النقی علیه اسلام
  • موسسه مصاف
  • جنبش سایبری 313
  • معبر سایبری فندرسک
  • علقمه
  • امو لاو چت
  • من میگم / لینکهای داغ
  • امروز هنوز تموم نشده
  • مای پناهگاه
  • پارسیان تحلیل
  • سی مرجع
  • تلنگر
  • پاتوق پرسپولیسی ها
  • سايت جامع بانک تنها نرم افزار های ایرانی
  • دانلود بازی و نرم افزار اندروید
  • lιlı خنده ιlιl
  • نیازمندیهای دیجی آگهی : درج آگهی رایگان | ثبت تبلیغات رایگان
  • تبادل لینک
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آمار سایت
  • افراد آنلاین : 2
  • بازدید امروز : 150
  • بازدید ماه : 7,802
  • بازدید سال : 37,466
  • کدهای اختصاصی
    حدیث موضوعی ذکر روزهای هفته

    ابزار زیباساز وبلاگ

    کد متحرک ساختن عنوان